تبلیغات
رسم نوکری - پـــــای روضه...
رسم نوکری
اشعار حسین صیامی
سه شنبه 16 مهر 1392 :: نویسنده : حسین صیامی
پای هر روضه دلم یکسره غم میگیرد
بارش ابر به چشمان ترم میگیرد
دل من سخت هوایی است، میان روضه
شوق پرواز به اطراف حرم میگیرد
کاسه ای آب،لب خشک من و یاد شما
لا بلای سخنم قلب قلم میگیرد
وسط جرعه دوم لبت آمد یادم
آب میخوردم و دیدم نفسم میگیرد
شرح این قصه عجیب است میان مقتل
نیزه هم با لب عطشان تو دم میگیرد
گفت راوی که پرت زیر سم اسب شکست
درد،انگار زپا تا به سرم میگیرد
ناله ات کشت مرا،نیزه به پهلوت نشست...
تیغ می بُرَّد و میسوزد و هم ...میگیرد...
چشم انداخت رقیه به نوک نیزه و گفت
گفته بودم بروی سخت دلم میگیرد
پرچم سرخ علمدار زمین خورد ولی
بعد از او زینب کبراست علم میگیرد
هر زمان یاد غریبی تو افتاد دلم
ناخود آگاه سراپای دلم میگیرد
بعد روضه به دلم زد که دعا گر بکنم...
...نوکر حضرت ارباب شوم، میگیرد




نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها : شعر آیینی، شعر امام حسین، حسین صیامی،
لینک های مرتبط :
جمعه 19 مهر 1392 07:48 ب.ظ
سلام آقا صیامی
دمت گرم
حسین صیامیسلام آقا
دم شما هم گرم
چهارشنبه 17 مهر 1392 10:55 ق.ظ
طیب الله انفاسکم...بعدروضه به دلم زدکه دعایی بکنم...نوکرحضرت ارباب شوم...میگیرد..منتظراشعار محرم هستیم.
حسین صیامیممنونم...
ان شاء الله...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

سوزاندن دلت شده کارم شبانه روز
این رسم نوکری در پادشاه نیست
دل نوشته هایی تقدیم به حضرات نور...
مدیر وبلاگ : حسین صیامی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :