تبلیغات
رسم نوکری - برای حضرت امیر علیه السلام
رسم نوکری
اشعار حسین صیامی
دوشنبه 29 مهر 1392 :: نویسنده : حسین صیامی

این حرفهای ساده گناهش به پای من

با میل و با اراده گناهش به پای من

تا روز حشر پای ولای تو یا علی

هر کس که ایستاده گناهش به پای من

حالا که صحبت از خم ابروی حیدر است

ساقی بریز باده گناهش به پای من

تنها بیا و در ره عشقش قدم بزن

تا انتهای جاده گناهش به پای من


هم بی قرار هستم و هم مست می شوم

نام علی که می شنوم مست می شوم


با زلف یار تاب و تبم بیشتر شده

آوارگی روز و شبم بیشتر شده

از آن زمان که باده چشمش مرا گرفت

میل چشیدن عنبم بیشتر شده

یک گوشه نام حیدر کرار می برند

پس بی دلیل نیست تبم بیشتر شده

بانخل های کاشته دست مرتضی

میزان مصرف رطبم بیشتر شده


من آمدم برای شما نوکری کنم

باید فقط به پای شما نوکری کنم


قلبم به پای نام علی جان گرفته است

این نفس سرکشم سر و سامان گرفته است

اعجاز دستهای علی چیز دیگری است

اینجا مسیح نوبت درمان گرفته است

از های و هوی ضربه شمشیر حیدر است

گر در میان معرکه طوفان گرفته است

لیلا بهانه بود به عشق رخ علی

مجنون دوباره میل بیابان گرفته است


مجنون شدم دوباره بیابانی ام کنید

با جرم عشق فاطمه زندانی ام کنید


آقا اگر علی است غلامش شدن خوش است

اصلا اسیر مستی جامش شدن خوش است

تا دست پخت فاطمه روزی مان شود

یک عمر کفتر لب بامش شدن خوش است

صیاد چون علی است فلایمکن الفرار

دیگر اسیر حلقه دامش شدن خوش است

ما پای خطبه های علی قد کشیده ایم

تا روز حشر محو کلامش شدن خوش است


حتی خدا که دم ز مرام علی زده است

اول هر آنچه داشت به نام علی زده است


با عشقتان فقیر دو عالم نمی شوم

جز تو به پای هیچ کسی خم نمی شوم

آدم شدن اگر به جدایی ز کوی توست

سوگند میخورم که من آدم نمی شوم

دل بسته شمایم و یک لحظه یا امیر

پاگیر عشق های دگر هم نمی شوم

من پای بیرق تو نفس می زنم علی

یک لحظه نا امید از این دم نمی شوم


عشق علی به مرز جنونم رسانده است

حرفی نزن که عقل برایم نمانده است


حلقه به گوش نوکر این در شدیم و بس

ما جرعه نوش ساقی کوثر شدیم و بس

روزی نوکر است به دستان صاحبش

پس ریزه خوار حضرت حیدر شدیم و بس

دوران وحدت است نه با دشمن علی

ما با حلال زاده برادر شدیم و بس

چیزی اگر شدیم در خانه شما

بایک دعای حضرت مادر شدیم و بس


تاجی اگر که هست قیامت روی سرم

مدیون لطفتانم و ممنون مادرم





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر آیینی، شعر امام علی، حسین صیامی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 24 آذر 1392 04:34 ب.ظ
نگهبان دلت باش ..

ابوتراب را گفتند :
چه کردی که علی شدی ...
گفت:
" نگهبان دلم بودم "


1jomle.com




سه شنبه 14 آبان 1392 02:50 ب.ظ
سلام حسین جان
خدا حفظت کنه و روز به روز توفیقاتت زیاد بشه ...
عالی بود
التماس دعا
یاحق
حسین صیامیسلام علیکم...
زنده باشی اخوی
ممنونم که سر زدی
محتاج دعاتم....
یاعلی
دوشنبه 29 مهر 1392 02:05 ب.ظ
أَنا وَجَمیعُ مَن فَوق التُرابِ

فداءُ ترابِ نَعلِ أَبی تُرابِ

انسان ناظر صمیمی را دوست دارد . لطف شما مستدام.
حسین صیامی:برقرار باشید... یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

سوزاندن دلت شده کارم شبانه روز
این رسم نوکری در پادشاه نیست
دل نوشته هایی تقدیم به حضرات نور...
مدیر وبلاگ : حسین صیامی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :