تبلیغات
رسم نوکری - برای عمه سادات رقیه خاتون
رسم نوکری
اشعار حسین صیامی
چهارشنبه 15 آبان 1392 :: نویسنده : حسین صیامی
ﺳﯿﻼﺏ ﺍﺷﮏ ﭼﺸﻢ ﺗﺮﺵ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ

ﺭﺩ ﺧﺴﻮﻑ ﺷﺐ ﻗﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ

قبلا صدای ناله او سوز و آه داشت

این مشت آخرى اثرش را گرفته بود

آن زیر ﭘﺎ فتادن مابین كوچه ها

تاب و توان بال و پرش را گرفته بود

بازار شام عمه نشد یاریش كند

 چون تازیانه ها سپرش را گرفته بود

 هر جا که خورده بود نگاهش به دست زجر

بی اختیار باز سرش را گرفته بود

شیرین زبان خانه ارباب ای دریغ

تلخی این سفر شكرش را گرفته بود

ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﺮﺩ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺳﺮ ﭘﺪﺭ

ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮﺵ ﮐﻤﺮﺵ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ

ﻣﺎﺑﯿﻦ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ﻋﻤﯿﻖ ﺳﺮ ﭘﺪﺭ

ﺟﺎﭘﺎﯼ ﺧﯿﺰﺭﺍﻥ ﻧﻈﺮﺵ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ  

محرم الحرام 1434




نوع مطلب : امام حسین علیه السلام، 
برچسب ها : شعر آیینی، شعر حضرت رقیه، حسین صیامی،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 15 آبان 1392 08:23 ب.ظ
..چه کاری کرد سیلی بادوچشمش...که گویی چند روزی خواب بوده...الهی برقیه
حسین صیامیالهی برقیه...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

سوزاندن دلت شده کارم شبانه روز
این رسم نوکری در پادشاه نیست
دل نوشته هایی تقدیم به حضرات نور...
مدیر وبلاگ : حسین صیامی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :