تبلیغات
رسم نوکری - مطالب بهمن 1392
رسم نوکری
اشعار حسین صیامی
دوشنبه 7 بهمن 1392 :: نویسنده : حسین صیامی

سرچشمه های جود و کرم مشهدالرضاست
سرمنشا وجود و عدم مشهدالرضاست

هستند کربلاو مدینه ، نجف ولی
در معنی لغات ، حرم مشهدالرضاست

من در قطار نه روی بال ملائکم
وقتی که مقصد سفرم مشهدالرضاست

تا عرش شوق پر زدن امشب گرفته ام
چون آسمان پر زدنم مشهدالرضاست

وقتی همیشه باز دمم کربلاست، پس
باید یقین نمود که دم ، مشهدالرضاست

یک گام تا بهشت دلم شور می زند
قلبم دقایقی است که بد جور می زند


با دست خود به زائر خود داده زاد را
پا داده است هر که ز پایش فتاد را


با دست خالی آمده این بار هم گدا
خالی کنید گوشه باب الجواد را


خوش گفته اند عالم آل محمدی
امشب بگیر دست من بی سواد را

یا باد آمده است که عرض ادب کند
یا پرچمت دوباره تکان داده باد را

صحن و رواق و گنبد و گلدسته ها تک است
چشم حسود کور، بخوان ان یکاد را

من عاشق حریم توام ثامن الحجج
سلطان تویی ندیم توام ثامن الحجج

قلبم شکست دست دلم را خدا گرفت
هم بغض کرده زائرتان هم هوا گرفت

چیزی نگفته حاجت دل را کریم داد
اذن دخول خواندم و دست مرا گرفت

نقاره خانه می زند این بار هشتم است
یعنی مریض هشتم تان هم شفا گرفت

حتی صدای ناله ز عرش خدا رسید
تا بین صحن های شما ناله پا گرفت

آن گوشه های پنجره فولاد، زائری
اصرار کرد و بالاخره کربلا گرفت

آه ای امید پیر و جوان ایها الرئوف
من را به کربلا برسان ایها الرئوف

بعد از زیارت تو دعا چیز دیگری است
حال و هوای صحن شما چیز دیگری است

شد قار قار، نغمه بلبل عجیب نیست
در انعکاس صحن، صدا چیز دیگری است

این خیل زائران حریمت همیشگی است
دلدادگی مردم ما چیز دیگری است

صدبار مشهد آمده یک بار کربلا
چون مشهدالرضای شما چیز دیگری است

در بین ذکر های شفابخش درد عشق
الحق که یا امام رضا چیز دیگری است

مُهر غلامی ات سند بندگی من
آقا زیارتت هدف زندگی من

بر سر در حریم شما بوسه می زنم
گویی به روی دست خدا بوسه می زنم

گفتی سه جا جواب مرا می دهی و من
با شوق بوسه های شما بوسه می زنم

احساس میکنم وسط بوسه های خود
بر روی خاک کرب وبلا بوسه می زنم

من می چشم شراب طهور بهشت را
وقتی که بر ضریح رضا بوسه می زنم

باید که جان به لب شوم از فرط اشتیاق
حالیم اگر شود به کجا بوسه می زنم

دور ضریح جامه احرام بر تنم
مشغول این فریضه لبیک گفتنم

هم خواستم عنایت شمس الشموس را
هم وعده شفاعت شمس الشموس را

از فرش تا به عرش معلی شنیده اند
آوازه ی کرامت شمس الشموس را

بعد از وفات هم بگذارید خواهشا
بر دیده هام تربت شمس الشموس را

با نسیه بهشت عوض، نه نمی کنم
نقد حریم حضرت شمس الشموس را

وقت وداع با حرم احساس می کنم
در قلب خویش غربت شمس الشموس را

با این دل شکسته و از غم هوایی ام
فریاد می زنم که همیشه رضایی ام





نوع مطلب :
برچسب ها : شعر آیینی، شعر امام رضا، حسین صیامی،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

سوزاندن دلت شده کارم شبانه روز
این رسم نوکری در پادشاه نیست
دل نوشته هایی تقدیم به حضرات نور...
مدیر وبلاگ : حسین صیامی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :