تبلیغات
رسم نوکری - مطالب حضرت زهرا سلام الله علیها
رسم نوکری
اشعار حسین صیامی
سه شنبه 14 مرداد 1393 :: نویسنده : حسین صیامی

زیر ایوان نجف حال و هوایی داشتم
در هوای شاه دین الحق صفایی داشتم

گرم صحبت با علی بودم که قلبم پر کشید
سینه آشفته را یک جذبه دلبر کشید

چشم ها را بسته پر ها باز کردم تا خدا
مست مست مست بودم تا رسیدم کربلا

گوییا که سر کشیدم من شراب ناب را
سیر کردم تا ضریح حضرت ارباب را

دل توجه محضر فرمانده بی دست کرد
آمدم تا علقمه ساقی مرا سرمست کرد

سینه ام این بار با شور و صفا پرواز کرد
از کنار علقمه تا سامرا پرواز کرد

تازه فهمیدم که این وادی منای شیعه است
بارگاه سامرا غربت سرای شیعه است

دل خراب از غربت پنهان این آبادی است
باز مهمان عطاهای امام هادی است

ای وجودی که هماره شیعیان را دلبری
بارها دادم سلامت یا امام عسکری

هی توسل کرد تا که شور و شینی شد دلم
باز هم پرواز کرد و کاظمینی شد دلم

حرف هایی باز با موسی بن جعفر داشتم
با جواد بن الرضا حالات بهتر داشتم

عرض حاجت کرد قلبم محضر باب المراد
ناگهان دل پرکشید آمد دم باب الجواد

صحن جامع، انعکاس نور، گنبد یا رضا
باورم شد آمدم تا شهر مشهد یا رضا

عشق را در خاک قلبم کاشت ایوان طلا
به عجب حال و هوایی داشت ایوان طلا

قلب من این بار درس عشق را آغاز کرد
در کنار کفترانت ناگهان پرواز کرد

بر لبانم ناگهان گل کرد ذکر یا شفیع
تا رسیدم من به قبرستان خاکی بقیع

نه ضریحی داشت نه صحنی رواقی گنبدی
زائرش هم باد بود و خاک یا حتی سکوت ممتدی

غربت این خاک بدجوری زمین گیرم نمود
یک دقیقه دیدنش از زندگی سیرم نمود

باز با حال نزارم رو به سنگ قبر ها
ایستادم روی پا در انتهای صبر ها

یک سلام ناب دادم محضر صبر خدا
سائل دست کریمت آمده یا مجتبی

صد سلام من به تو ای نور حق روی زمین
ای علی دومین عشق زین العابدین

آری اینجا شهر پیغمبر وَ من هم زائرم
هر چه دارم یک به یک مدیون قال الباقرم

ای ششم گوهر زبانم باز نزدت ناطق است
دین ناب احمدی مدیون قال الصادق است

4 گوهر بی حرم مانده دلم اتش گرفت
از شرار آن تمام حاصلم آتش گرفت

بارگاهی در خور صاحب کرم خواهیم ساخت
می رسد روزی که اینجا هم حرم خواهیم ساخت

گر چه آتش خورد قلبم سینه را ناکام کرد
گنبد خضرای پیغمبر مرا آرام کرد

بی وفا فرزندتان هستم تو ای بابا مدد
می دهم حالا سلامت یا ابالزهرا مدد

نام زهرا بردم و داغی برایم تازه شد
زخم های روی قلبم باز بی اندازه شد

در دلم مانده است حالا حسرتی با واهمه
کی زیارت میکنم قبر تو را یا فاطمه

  





نوع مطلب : حضرت رسول صلی الله علیه و آله، امام علی علیه السلام، حضرت زهرا سلام الله علیها، امام حسین علیه السلام، امام رضا علیه السلام، امام جواد علیه السلام، 
برچسب ها : شعر بقیع، شعر آیینی، حسین صیامی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 4 فروردین 1393 :: نویسنده : حسین صیامی

آخر در و دیوار کار خودش را کرد

سیلی معنا دار کار خودش را کرد

 

هر جا که ظلمی کرد دست خدا نگذاشت

ظالم ولی این بار کار خودش را کرد

 

از ساقه گل چیدن بی رحمی محض است

آن تیشه ی بی عار کار خودش را کرد

 

آسان فرو رفت و دشوار خارج شد

کج بودن مسمار کار خودش را کرد

 

تنها مودت بود مزد رسول اما

نشنیده بود انگار کار خودش را کرد

 

آخر فدک ارث است؟ او حق زهرا را

می کرد هی انکار کار خودش را کرد

 

هر چه حسن می گفت ای بی حیا پا را

از چادرش بردار کار خودش را کرد

 

مثل خوره عمری افتاد بر جانش

می کرد هی تکرار کار خودش را کرد

 

در چشم دشمن هم ، زینب همان زهراست

از کوچه تا بازار کار خودش را کرد

 





نوع مطلب : حضرت زهرا سلام الله علیها، 
برچسب ها : شعر فاطمیه، شهادت حضرت زهرا، شعر آیینی، حسین صیامی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 19 اسفند 1392 :: نویسنده : حسین صیامی

انگار رفته تیغ بر این چشم تر، فرو
در منجلاب ظلم عدو تا کمر ، فرو
با یک اشاره رفته و با یک نظر، فرو
رفته به سینه تیزی این میخ در فرو

ای کاش در نبود و یا میخ در نداشت

راز سکوت چیست؟ گمانم که... وایِ من
پشت نقاب کیست؟ گمانم که... وایِ من
حرفی نزن بایست گمانم که... وایِ من
این زخم میخ نیست گمانم که... وایِ من

ای کاش در نبود و یا میخ در نداشت

آنجا به دست دشمنت آیا قلاف بود؟
پاسخ دهید، پاسخ زهرا قلاف بود؟
ای کاش درد فاطمه تنها قلاف بود
در هم اگر نبود، خدایا قلاف بود...

ای کاش در نبود و یا میخ در نداشت


این کینه ها ز بدر ، ز خیبر رسوبی است
این ضربه ها که گاه شمالی،جنوبی است
می گفت ظالمانه عجب حس خوبی است
آتش بیاورید در خانه چوبی است

ای کاش در نبود و یا میخ در نداشت

از بین برده جان تو را زخم میخ در
شیوایی بیان تو را زخم میخ در
شیرینی زبان تو را زخم میخ در
مجموعه توان تو را زخم میخ در

ای کاش در نبود و یا میخ در نداشت

مادر شنیده ام ز پدر رو گرفته ای
قد قامتی به قامت ابرو گرفته ای
بی اختیار دست به پهلو گرفته ای
امشب دوباره غصه بازو گرفته ای؟

ای کاش در نبود و یا میخ در نداشت

یاس بهشت .... پیکرش آتش گرفته بود
این پر شکست... آن پرش آتش گرفته بود
باور نکن که معجرش آتش گرفته بود....
مردی شکست... همسرش آتش گرفته بود

ای کاش در نبود و یا میخ در نداشت

ای ساقه در برابر مشتی تبر مرو
ای حوصله! تو را به خداوند، سر مرو
پیش حسن بمان و از این پیش تر مرو
از این به بعد لطف کن ، پشت در مرو

ای کاش در نبود و یا میخ در نداشت





نوع مطلب : حضرت زهرا سلام الله علیها، 
برچسب ها : شهادت حضرت زهرا، حسین صیامی، شعر آیینی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 مهر 1392 :: نویسنده : حسین صیامی

امشب بهشت یکسره در این حوالی است

زهرا عروس خانه مولی الموالی است

جمع اند دور فاطمه امشب فرشته ها

جای خدیجه مادرش اما چه خالی است 





نوع مطلب : حضرت زهرا سلام الله علیها، امام علی علیه السلام، 
برچسب ها : شعر آیینی، شعر عروسی حضرت زهرا و حضرت علی، حسین صیامی،
لینک های مرتبط :


درباره وبلاگ

سوزاندن دلت شده کارم شبانه روز
این رسم نوکری در پادشاه نیست
دل نوشته هایی تقدیم به حضرات نور...
مدیر وبلاگ : حسین صیامی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :